25.7.06

یاد استاد


حدود 10 سال پیش افتخار شاگردی استاد گرانقدر جناب آقای دکتر مجتهدزاده را داشتم. هم اینک اگر کسی از من بخواهد تنها یک نفر از اساتیدم را نام ببرم که در اخلاق و نجابت و فروتنی در حد اعلی باشد نامی بر زبانم نمی اید جز استاد مجتهد زاده عزیز. از خداوند متعال برای ایشان آرزوی سلامتی وعمر پرعزت دارم. از این وبلاگ هم به خاطر اینکه فرصتی برای قدردانی از استاد پیش آوردند
ممنونم
.
اردیبهشت 1314در شهری آشنادر خانواده ای خانزاده فرزند پسری به دنیا آمد که پدر ومادرش نام اورا شاپور نامیدند . فرزندی که بعداز رسیدن به سن تحصیل علیرغم مخالفت پدرش واصرار او برای گذران بقیه عمر در زمین های پدری، عرصه علم ودانش رابسیار گرانقدر تر از آن دانست که بخواهد به آن پشت کند.
پس اورفت،نه به جاییکه در آن ناامیدی برای والدین عزیزش فراهم شود ،بلکه به مسیری که پس از چند سال والدینش از اوبه عنوان مردی بزرگ یاد کنند .فرزندی عزیز که نه تنها به مادرو پدر خود بلکه به جامه هم دین خود را اداکرد.


علاقه به علم ودانش وبه خصوص زیست شناسی اوراازتلاش باز نداشت وپس از ازدواج ودارا بودن دوفرزند با وجود اینکه دوری از آن نور چشمان عزیز برایش به اندازهای سخت وغیر قابل تحمل بود که تصورش هم در ذهن نمی گنجید ،امّا رفت چون باید می رفت.به کجا؟... به دانشگاه اورسه ی پاریس در کشور فرانسه برای تحصیل دردوره ی دکترای حشره شناسی که با وجود سختی های بسیار در زمینه های مختلف به علت علاقه زیاد نه در 6سال بلکه در 4سال آنرا به پایان رساند .به آغوش مهربان وصمیمی خانواده اش ووطن عزیز تر از جانش بازگشت.ودر این میان کسی که باعث ارامش واطمینان او می شد همسری بود مهربان ودلسوز که در ضمن بارور کردن نونهالان زندگیشان،به تعداد زیادی از فرزندان این مملکت هم علم می آموخت تابدانند وآنچنان نشود که ندانند.

به یقین کسی که آنقدر به تحصیل اهمیت می دهد به تدریس وانتشار علم هم بسیار علاقمند است واین موضوع از تدریس40 ساله ی آقای دکتر مشخص است ،تدریسی که30سال ازآن در دانشگاهها (به خصوص فردوسی )همراه با تحقیق وپژوهش فراوان بود به طوری که در بیشتر تابستان ها دانشجویان زیست شناسی خود را آماده می کردند تا با استاد عزیزبه گردش بروند ونه تنها از طبیعت زیبا لذت ببرن بلکه نادانی خود را حداقل در ارتباط با کوچکترین جانوران قابل لمس برای انسان (حشره ها)به پایین ترین سطح ممکن برسانند،وچه لذتی داشت تحقیقات وبررسی بعد از سفر به نقاط مختلف ایران.
وچه آرام با چشمانی معصوم اما بسیار با تجربه اش می نگریست، دستان رنجورش گواه آن میدادکه چه زیبا وبا علاقه مصور می کرد
آنچه را می دانست ومی خواست بدانند؛صدای خسته اش نشانگر بیان های طولانی اما دلنشینش درطول سالهای تدریس بود
....
.....

بقیه مطلب

0 comments: